سخت مطلوب واقع شد و در واقع يكي از رايج‌ترين كتاب‌هاي علمي در سده‌هاي ميانه بود. ويرايش پي‌يترو در سال 1478 در كُلِه چاپ شد. پي‌يترو در قسطنطنيه يك متن يوناني كتاب‌ ديسقوريدس را ديده بود كه به‌ترتيب الفبايي مرتب شده بود. آيا اين همان قرابادين كهنه‌ٴ يولياني‌ سال 512 بوده كه بوسْبِك سياست‌مدار فلاندري آن را در حدود 1560 دوباره كشف كرد؟1
9. اضافات به قرابادين ماسويه‌. پي‌يترو تكمله‌اي بر قرابادين ماسويه مارديني (يازدهم ـ 1)2 نوشت‌، راجع به درمان بيماري‌هاي قلب و دستگاه گوارش‌.
10. آثار منحول‌. آثاري درباب جادوگري و فال بيني هم به پي‌يترو دابانو منسوب است‌، كه‌ اغلب چاپ شده‌، از قبيل هفت فصل درباب مبادي جادوگري و رمل‌.
11. نظريات اخترگويي و ((ابن رشد گرايي‌)) پي‌يترو.
عقايد پي‌يترو درباب اخترگويي در آشتي‌دهنده‌ و در روشنگر و سپس در بقيه‌ٴ آثارش توصيف شده است‌. پيداست كه او در اول و آخر يك‌ اخترگو بوده‌، ولي اين مطلب محتاج توضيح است‌. يك ((اخترگو)) در آن زمان (تاحدي شبيه‌ ((جامعه شناس‌)) امروزي‌) ممكن بود شبيه هر چيز باشد، از يك دانشمند سخت‌كوش تا دانشمندنمايي حرّاف‌.
هم‌چنين او را پدر مكتب ابن رشدي پادوا دانسته‌اند. آيا او ابن‌رشدي بود؟ اين اصطلاح نيز فاقد دقت و وضوح است‌. ممكن بود آن را به‌عنوان مجامله يا تعريف به‌كار برده باشند، يا بخواهند به كسي ((انگ‌)) بزنند (مقايسه كنيد با واژه‌ٴ ((فيلسوف‌)) در فرانسه‌ٴ سده‌ٴ هجدهم يا با ((بلشويك‌)) امروز). او با شرح‌هاي ابن‌رشد به‌خوبي آشنايي داشت‌، ولي بيشتر به مسايل علمي‌ علاقه داشت تا به مسايل كلامي‌. او فرصت‌هاي زيادي براي بحث در عقايد ابن‌رشد داشت‌، ولي‌ به همان مفهومي كه در مورد مريدش ژان ژاندوني سراغ داريم‌، ابن‌رشدگرا نبود. پادوا سرانجام دژ افراطيگري تازه شد، ولي اين حديث ديگري است‌.
پي‌يترو در دفاع از اصول بنيادي اخترگويي (اين‌كه سرنوشت انسان تحت تأثير رويدادهاي‌ كواكب و افلاك است‌) و كاربرد آن در طب و در زندگي روزمره به‌طور كلي ترديد نمي‌كرد و بر آن‌ بود كه همه چيز را مي‌توان براساس پديده‌هاي علم احكام نجوم توضيح داد، ولي عواملي كه‌ بايد در نظر گرفته شوند، آن‌چنان فراوان است كه مسئله دور از دست‌رس انسان قرار مي‌گيرد. ناهمخواني ميان امور و داوري‌هاي نجومي ما مربوط به دشواري‌هاي بي‌شمار اين مسئله و نقص كار ماست‌؛ وگرنه در مبادي احكام نجوم نقصي نيست‌. يك چنين دفاعي‌، اخترگو را در


G. Sarton: Brave Busbecq (Isis 33, 557-75, 1942) .1
2. وقتي داروسازان از ماسويه نام مي‌برند، مقصودشان همين شخص است‌. واژه‌ٴ قرابادين احتمالاً از گرانيديون يوناني به صورت اقرابادين وارد زبان عربي‌ شده است‌.